السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

309

سيره معصومان ( فارسي )

فقيه گرداند . هر كه عقيق سرخ در انگشت كند خداوند عاقبت او را بر نكويى ختم فرمايد . هر كه پيش از غذا وضو بگيرد ( يعنى دستهايش را بشويد ) در راحت به سر برد و از بيمارى بدنش سلامت باشد . هر كه به خاندانم يك قيراط برساند خداوند در روز رستاخيز به يك قنطار تلافىاش كند . هر كه نداى مؤذن يا نداى علماء را پاسخ گويد روز قيامت زير پرچم من باشد . هر كه مديون به دين قومى شود حكم آنها را پذيرا گشته است . هر كه دربارهء مؤمن چيزى بگويد كه نه چشمهايش ديده و نه گوشهايش شنيده ، از زمرهء كسانى است كه دوست دارند زشتى در ميان ايمان‌آورندگان شايع شود و براى آنان شكنجه‌اى است دردناك . هر كه از برادر مؤمنش روايتى كند به قصد از بين بردن مردانگى و رسوا كردن او ، خداوند در چرك زخم دوزخيان نگاهش دارد . هر كه عمارتى ساخت به قصد ريا و سمعه خداوند روز قيامت او را بر گردنش برد در حالى كه گردنش شعله‌ور است ، در آتش بيفكندش . هر كه ماعون ( هر چه بدان سود برده و عاريت داده شود مثل تبر و تيشه و ديگ و . . . ) را از همسايه‌اش دريغ كند خداوند در روز رستاخيز خير خويش را از او دريغ فرمايد . هر كه پيش بدعتگذارى آيد و او را بزرگ بدارد ، اسلام را ويران كرده است . هر كه را كودكى است بايد خود نيز كودكى كند . هر كه دوست دارد مردم براى او بايستند خداوند جايگاهش را آتش قرار دهد . مؤمنان ، برادرانند و حامى خونهاى يكدگر و كوچك‌ترين آنها براى حفظ ذمهء ديگران مىكوشد و آنها عليه ديگران ( نامسلمانان ) يد واحده هستند . مسلمانان در گرو شرطهاى خويش‌اند . مسلمان به مال خويش سزاوار است هر جا كه آن را بيابد . دو كس كه يكديگر را لعنت كنند هرگز با يكديگر جمع نشوند . ( و از تحف العقول ) : ملعون است هر آن كه بار خويش بر دوش مردم اندازد . نيت آدمى ، رساتر از كردار اوست . مردم بر اموال خويش مسلّطاند . مردم در آسايش‌اند تا زمانى كه نمىدانند . نكاح ، سنت من است پس هر كه از سنتم برگشت از من نيست . واى بر بازرگانان امت من از قسم « نه به خدا » و « آرى به خدا » . واى بر صنعتگران امت من از فردا يا پس فردا ( گفتن ) . ارث او ( خنثى ) را از نخستين آن چه كه از آن بول مىكند ، معين كنيد . امام را در وسط قرار دهيد و جاهاى خالى را پر كنيد ( مقصود در نماز جماعت است ) . فرزند از بستر است و براى زكار رحم باشد . ملاك وقفها بر حسب چيزى است كه صاحبانش وقف كرده‌اند . دوستى ، بستگى است مثل پيوند نسب . بستگى از آن كسى است كه آزاد كرده . مردى با زنى خلوت نكند كه شيطان سومين آنها باشد . به آتش جز پروردگار آتش ، عذاب نكند . آدمى از محلى كه نشسته برنمىخيزد و ( دوباره ) همان جا نمىنشيند بلكه مىگويد جا باز كنيد . در نماز خويش به پشت توجه مكنيد كه كسى كه به پشت خود مىنگرد ، نمازش مقبول نيست . در نوافل اگر به فرائض خلل وارد كنند ، خيرى نيست . تجسس نكنيد اما تجسّس نماييد . « 288 » هيچ مردى به كردار

--> ( 288 ) تجسس يعنى جستجو از امور نهانى به قصد ايجاد شرّ ، و تجسس يعنى اين كه چيزى را به قصد خير جستجو كنى .